با سلام به همشهریهای عزیزم

با سلام به همشهریهای عزیزم

 

من اولین کسی بودم که برای ارتقا سطح کیفی ونسبی شاده در سال 1385 شروع به تبلیغ در فضای مجازی نمودماحساس وظیفه ای داشتم ودارم  .ان موقع امکانات کم یا اصلا نبود . وبعد از سه تا چهار سال کار را رها نمودم به علت مشغله های شغلی امروزه.

با امدن شبکه های اجتماعی وبلاگها کمتر کاربرد دارند ولی با این حال می خواهم دوباره شروع کنم با یک سری فرق و تحولات جدیدی که رقم خورد است . اگر به یاداشت اول سال 1385 توجه کنید مردم را ترغیب نمودیم به مازندران نروند گیلان وشاده بهشت روی زمین  استو حالا با موجی از افراد غریبه وصد البته همه هموطن هستیم ولی متاسفانه کسانی هستند که ارقی به شاده ندارند ودر صد از بین بردن فرهنگ بومی در شاده هستند.

عین پیام سال 1385

"بسم الله الر حمن الرحيم"          هرگونه بهره برداری باذکر منبع فقط مجاز می باشد مدیر وبلاگ :شاده شاهراه روستاهای دیگر ده بسیار زیبای که اهالی ان بسیار خونگرم و دوست داشتنی هستند.خلاصه شاده روستایی بکر است.
منطقه شاده و شهرستان سیاهکل را دوست دارم ،چون علاقهء آن در خون من است، عليرغم مشكلات،محدوديتهاو... به صداقت،تعهد،پشتكار، و افتخار آفريني هاي هموطنانم عشق مي ورزم

خيلى دور! يك ساعت با ماشين يا ۴ ساعت پياده. اگر اهل لاهيجان باشى، فقط بستگى دارد كه دوستان پايه داشته باشى يانه. گذشته از شاليزارهاى دو طرف جاده كه اين وقت سال، بوى نشاى تازه برنج مى دهند، گذر از جاده هاى كوهستانى با جنگلهاى انبوه خودش صفايى دارد. لونك يك جايى همان بالا هاست. نه خيلى بالا، قبل از اسپيلى و بعد از سياهكل. در ميانه جاده هاى كوهستانى آبشارى هست كه از دل كوه سرازير مى شود و آب آن برفهاى آب شده كوه درفك است. شاخه هاى سبز و انبوه درختان، آبشار را احاطه كرده و تابلوى زيبايى از طبيعت، چشمان بازديدكنندگان را نوازش مى كند. روبروى آبشار، سمت چپ جاده، دره اى كم عمق وجود دارد و در انتهاى آن رودخانه پر آبى است كه امتداد همان آبشار لونك است. بيشتر مسافران، دوست دارند روى سنگهاى كنار رودخانه بنشينند و از نمناكى هوالذت ببرند. اگر غذا هم همراه نداشته باشيد دوربين عكاسى وسيله واجب سفر شما است. حتى مهم تر از غذا. زيرا زحمت غذاى توى راه به گردن كسى نمى افتد. كباب ترش مخصوص قصاب هاى گيله مرد كه لهجه گيلكى و ديلمانى را توأمان حرف مى زنند، ناهار بى دردسر و خوشمزه اى است. قيمت مناسبى هم دارد و اگر كسى مايل با شد مى تواند گوشت كبابى را كه به آن انجير و پياز ، سبزى معطر، رب محلى و ادويه مخصوص زده اند و به اصطلاح قوام آمدن بخرد و در جايگاهى مخصوص، آتشى بر پا كنند و زغال گرگرفته اى و كبابى! لونك پاتوق جوانان ماشين دار لاهيجان است و ميانسال هاى سرحال و قبراق كوهنورد. اگر ۴ ساعت پياده روى به مذاقتان خوش نمى آيد يا جزو جوانان بدون ماشين هستيد، هنوز فرصت خوشگذرانى داريد. آبشار كوچك شيطان كوه لاهيجان و استخر و جزيره زيبايش پذيراى شماست. كنار آبشار لاهيجان پلكانى هست كه منتهى مى شود به بام سبز. بعد از آن مى توان سفر كوتاه را با يك وسيله نقليه جالب همراه كرد، تله كابين! تله كابين تازه تأسيس لاهيجان، بديع ترين و دست نيافتنى ترين طبيعت شمال را به مسافران هديه خواهد داد. جايى بين شيطان كوه و كوههاى فلاح خير، وسط سلسله جبال البرز، كوههايى پوشيده از بوته هاى چاى. اگر اهل فرهنگ و هنر باشى، باز هم برايت مجال هست. بقعه شيخ زاهد گيلانى در محله شيخانبر، پذيراى زائران زيادى است. موزه چاى لاهيجان نيز كه آرامگاه كاشف السلطنه بنيانگذار چاى ايران است، پر از اشيا قديمى، كتب خطى و لباس هاى محلى زيباست. كمى بالاتر از سراشيبى، باغ كشاورزى واقع شده است كه در واقع پژوهشكده كشاورزى هم هست. در اين پژوهشكده، انواع مختلف گل ها و گياهان آپارتمانى و باغچه اى و درختچه هاى تزيينى تحت نظر كارشناسان، پرورش مى يابد و درياچه زيبايى هم دارد. اگر هم اهل سياحت باشى و هم زيارت، لاهيجان و توابعش بقعه ها و امامزاده هاى فراوان دارد كه از نظر معمارى داراى قدمت چند صد ساله هستند. گرچه بافت جديد شهرى خيلى از آثار قديمى شهر را زير خود مدفون كرده، هرگوشه و كنار شهر، چيزى ديدنى براى مسافران خوش ذوق وجود دارد. حمام گلشن نمونه اى از آنهاست. بافت غربى لاهيجان قديمى است و تا دلتان بخواهد كوچه پس كوچه هاى باريك و خانه هاى قديمى دارد. درهاى چوبى خانه هاى قديمى، كلون هاى آهنى زنانه و مردانه و روزنه هاى كوچك ناودان ها و سقف هايى كه هنوز در حمله مدرنيته، سفالين و نارنجى مانده اند. لاهيجان، شهر پيله هاى سفيد كرمهاى ابريشم است. صنعتى كه با بى توجهى مسؤولان سالهاست از بين رفته است. واگر كسى هم هنوز فصل بهار، برگ توت مى چيند براى تغذيه كرمهاى هنوز پروانه نشده، يا عشق به ابريشم دارد و يا عادت به نخ كشى پيله ها. بعضى ها هم پيله پرورش مى دهند تا لبخند نوه ها را هنگام دگرديسى كرم ها به پروانه ببينند. دوباره اما بهار، فصل چيدن چاى بهاره، فصل جوانه هاى سبز، فصل پرندگان مهاجر درياچه امير كلايه و فصل پيله هاى سفيد ابريشم، كه زمان پرواز شان نزديك است.

چگونگی تشکیل روستای شاده

 همان طور که در بخش تاریخ روستا نوشته شده است نام قدیمی این روستا درابتدا شغالده بوده وسپس در دوران حکومت قاجار ودوره پهلوی به شاده معروف شده ولی اکنون به اسم  اسلامده شناخته میشود وهمچنین به دلیل داشتن شکل جنگلی ونبودن هیچ انسانی که درآنجا زندگی کند باعث زیاد شدن درخت ها وعلفهای هرزجنگلی وهمچنین حیواناتی مثل شغال درآن پرورش یافتند اما با آمدن مهاجران دراین روستا همه چیز کاملا عوض شد. مهاجران مشغول به آباد کردن این روستا شدند.از جمله افرادی که میتوان به عنوان آباد گران شناخت یکی پدرو پدر بزرگ خودم وافراد زیاد دیگری که در بخش خانواده های معروف وقدیمی ازآنها یاد خواهیم کرد. مهاجران پس ازآباد کردن روستا شروع کردند به ساختن خانه های معروف شمالی خانه های کلش سر(خانه های چوبی ای که سقفشان را با کاه میسازند.)اما به دلیل نفوذ باران بر سقف وچکه کردن آب باران اهالی کلش ها رابرداشتند وحلب بر روی سقف خانه هایشان گذاشتندو همچنینی افرادی دیگر سقف خانه هایشان راسفالی نیز میسازند. در طی سالهای اخیرافرادی از شهر نیز آمده اند وخانه های ویلایی خود را بنا نهاده اند.
سوابق درخشان

امروزی شدن روستاها (شاده)


امروزی شدن روستاها
زندگی روستایی با تمام زیبایی‌هایش رو به سوی تحولی ناخوشایند پیش می رود . اگرچه هنوز میان شهر و روستا تفاوت‌های زیادی  وجود دارد، اما سبك زندگی روستاییان در حال تغییر کردن  است و با شتاب ازگذشته‌ها فاصله می‌گیرد.
حالا در برخی روستاها خیلی از سبك‌های زندگی شهری وارد شده، آنقدر كه برای قدیمی‌ها كمتر چیز آشنایی از گذشته بر جای مانده است. برای كسانی هم كه راه شهر را پیش گرفتند و سالیان دراز دور از روستایشان بوده‌اند، شاید باور دیدن روستای كودكی‌هایشان كمی ‌دشوار باشد. با نگاهی به ساخت وساز بناها مشهود است ویژگی‌های شیوه زندگی روستایی در دوره‌های گذشته اجازه نمی‌داد تا پدیده سبك زندگی به معنایی كه در شهر دیده می‌شود به وجود آید. اما با رشد شهرنشینی یا همان شهری شدن در روستا‌ها نیز سبك زندگی در حال شكل‌گیری است.

پديده منزلگاه دوم یا استراحتگاهی برای فرار از هیاهوی شهری

سلام دوستان گل شادهی

یه فضايي و موجی دو دهه اخيردر حال اتفاق افتادنه ، در بسياري از روستاهاي لاهیجان وسیاهکل در حال گسترش است. که روستای  ماهم از ان مستثنی نیست اين روند درروستا هاوسكونتگاههايي كه جاذبه هاي طبيعي، به ويژه جنگل  وابشار و....، دارند، یا ده  شان  روخانه مثل دیسوم از وسط ش رد شده است از پدیده ی  منزلگاه دوم یا استراحتگاهی برای فرار از هیاهوی شهری توسعه يافته است واز این حیث .اهالی از  منافع چشمگير تبديل اراضي زراعي و باغي به قطعات مسكوني، كشاورزان را از ادامه فعاليت زراعي روي گردان نموده است. يكي از مهمترين حوزههاي روستاييگيلان كه متأثر از اين پديده است، در روستاهاي مثل شاده محدوده سیا هکل ولاهیجان واقع است. . نتيجه آن گرايش روزافزون ساكنين روستاها به تغيير كاربري اراضي زراعي و تبديل آنها به قطعات قابل فروش زمين براي احداث خانه هاي دوم بود. اين فرايند، ضمن تغيير بافت اجتماعي  فرهنگي روستاهاي ناحيه، به تغيير چشمانداز روستايي،تحول بافت كالبدي و تغيير ساختاري  كاركردي روستاها انجاميدهاست.که واقعا نمی توان درمقابله این پدیده مقاومت نمود .ونیاز به بحث وتبادل نظر دارد .علی فتحی شادهی کارشناس امور فرهنگی

شاده

با سلام به همشهریهای عزیزم

من اولین کسی بودم که برای ارتقا سطح کیفی ونسبی شاده در سال 1385 شروع به تبلیغ در فضای مجازی نمودماحساس وظیفه ای داشتم ودارم  .ان موقع امکانات کم یا اصلا نبود . وبعد از سه تا چهار سال کار را رها نمودم به علت مشغله های شغلی امروزه.

با امدن شبکه های اجتماعی وبلاگها کمتر کاربرد دارند ولی با این حال می خواهم دوباره شروع کنم با یک سری فرق و تحولات جدیدی که رقم خورد است . اگر به یاداشت اول سال 1385 توجه کنید مردم را ترغیب نمودیم به مازندران نروند گیلان وشاده بهشت روی زمین  استو حالا با موجی از افراد غریبه وصد البته همه هموطن هستیم ولی متاسفانه کسانی هستند که ارقی به شاده ندارند ودر صد از بین بردن فرهنگ بومی در شاده هستند.

عین پیام سال 1385


"بسم الله الر حمن الرحيم"          هرگونه بهره برداری باذکر منبع فقط مجاز می باشد
مدیر وبلاگ :شاده شاهراه روستاهای دیگر ده بسیار زیبای که اهالی ان بسیار خونگرم و دوست داشتنی هستند.خلاصه شاده روستایی بکر است.

منطقه شاده و شهرستان سیاهکل را دوست دارم ،چون علاقهء آن در خون من است، عليرغم مشكلات،محدوديتهاو... به صداقت،تعهد،پشتكار، و افتخار آفريني هاي هموطنانم عشق مي ورزم.

سلام عزیزان شادهی

خدا قوت ازاین وقفه طولانی پیش امده عذر خواهی می کنم انقدر تنوع شبکه های اجتماعی زیاده که بلاگفا وبلاگ  ترک کرده بودم به کانال  بپیوندید

 

@shadehiya 

سیاهکل عشق است وبس

نگاره های قدیمی سیاهکل و دیلمان

 
 
نگاره های قدیمی سیاهکل و دیلمان
 

نگاره های تاریخی و خاطره انگیط از مردم سیاهکل و دیلمان

www.siyahkal (1)
جشنی با شرکت دانش آموزان، پیش آهنگان و اولیای آنها – ۱۳۱۰ خورشیدی دبیرستان مشیر
www.siyahkal (4)
مردمان صاف و بی آلایش روستایی که برای امرار معاش به شهرها آمده و در بازارهای سنتی گیلان محصولات خود را عرضه می کردند… سیاهکل ، دهۀ ۶۰ خورشیدی عکس از علی رکنی دیلمی
www.siyahkal (2)
خوب به این عکس بسیار قدیمی نگاه کنید! . از راست :زنده یاد ابراهیم اخوان (نوازنده نقاره)، زنده یاد صفررجبی کجیدی (آشپزو رقصنده گیلکی) ، استاد نادر سازنده ملومه (ارزشمندترین نوازنده ی دایره گیلان)، زنده یاد عزت علیزاده (که نوازنده نبود ولی همیشه بااین بزرگان محشوربود) ، استاد تراب انوری ( استاد نقاره ، دایره و خواننده آوازهای اصیل گیلان) ، زنده یاد استاد عزیزخان عشقی (ویولونیست و خواننده) ، زنده یاد استاد حجت پورمراد شیه (نوازنده سرنا) و استاد قربان اسماعیلی پروش (نوازنده دایره) که اکثر آنها از مردمان گالش زمین و خصوصا دیلمانی بودند. عزیزخان عشقی اصالاتن دیلمانی بود ولی دراطاقور زندگی می کرد. به گفته رضا عشقی زنده یاد علی آران -که او هم اصالتن دیلمانی بود- درلاهیجان زندگی می کرد و یکی از بزرگان موسیقی گیلان بود برادرعزیزخان بود. (ظاهرن اسم فامیل خودش رو عوض کرده بود.) عشقی هم نوازنده ی ویلون هم خواننده آوازهای گیلکی و نیز بداهه سرا بود. بسیاری از ترانه هایی که امروز به یادگار مانده و در میان مردم جا افتاده است از سر توجهات این بزرگوار بوده. برای مثال ترانه اهن بگو، خونباجی، زبیده ی ، پسته قده، ورفه گودای بسیاری از ترانه های دیگر ظاهرا از ساخته های این مردبزرگ بود. پیش از انقلاب و در سال ۱۳۴۷ در رادیو بی بی سی یک مصاحبه با زنده یاد عشقی انجام شده است. منبع: صفرعلی رمضانی
www.siyahkal (3)
باغ محتشم رشت – نفر اول از راست استاد ابوالحسن صبا ، استاد همایون ، استاد سپانلو ، ناشناس ، استاد خالقی . ابوالحسن صبا در سال ۱۳۰۲ در مدرسهٔ عالی موسیقی که توسط علی‌نقی وزیری بنیان گذاشته شده بود، مشغول به تحصیل شد. صبا در ۲۲ سالگی دانشجوی ممتاز و تک‌نواز برنامه‌های مدرسهٔ عالی موسیقی شد و مورد احترام و تشویق اساتید و دوستانش قرار گرفت. نخستین اثر ضبط‌شدهٔ صبا قطعهٔ زرد ملیجه با ویولن بود که در میان دو بند سرود ای وطن با صدای روح‌انگیز در سال ۱۳۰۶ در قالب صفحه تولید شد و بسیار مورد توجه قرار گرفت. ابوالحسن صبا، در سال ۱۳۰۶ از طرف استاد علینقی وزیری مأمور شد تا در رشت مدرسه‌ای مخصوص موسیقی تأسیس کند. او نزدیک ۲ سال در رشت ماند و در آنجا ضمن آموزش موسیقی، به روستاها و کوهپایه‌های شمال رفت و به جمع‌آوری آهنگ‌های محلی پرداخت و ارمغان‌هایی از این سفر به همراه آورد. آهنگ‌های دیلمان، رقص چوبی قاسم‌آبادی، کوهستانی و امیری مازندرانی یادگار این دوره از زندگی اوست.
www.siyahkal (6)
جاده لشکریان – عکسی که در اوایل دهه ۵۰ و در حین پرواز توسط استاد خلبان جناب آقای زرپور شکار شده است… آقای زرپور تنها کسی بود که توانسته بود با جنگنده خود از زیر پل اهواز عبور نماید و این باعث شهرت ایشان شده بود از این رو مشوقی برای خیلی از جوانان سیاهکلی بود که خلبانی یکی از آرزو های آنان بود
www.siyahkal (20)
عکسی ارزشمند و تاریخی از اتاق صحرا و نخستین ساختمان مدرسۀ پرستاره و خوشنام مشیر مربوط به سالهای ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰
www.siyahkal (5)
میدان شهرداری سیاهکل – ۱۳۵۲
www.siyahkal (7)
روستای سرداب در مسیر حرکت مسافرین گیلان به دیلمان
www.siyahkal (8)
بازار سیاهکل این عکس مربوط به اواخر دهه ۴۰ خورشیدی می باشد و محل کنونی آن محوطه بانک ملت است.
www.siyahkal (9)
فرتوری از افتتاحیه شهرداری سیاهکل سال ۱۳۰۸
www.siyahkal (10)
حیدر خان دیلمی و جمعی از یارانش حدود سال ۱۳۰۶
www.siyahkal (11)
مراسم جشن نشا برنج در روستی پاشاکی
www.siyahkal (12)
نگاره ای مربوط به جشنی در سالهای بین ۱۳۰۰ تا ۱۳۱۰ متاسفانه توضیحات کاملتر و منبع در دست نیست
www.siyahkal (13)
دیلمان – ۱۳۴۰ خورشیدی این عکس دکتر محسن مقدم را در حفاری های دیلمان نشان می دهد.
www.siyahkal (14)
در سال ۱۵۳۹ دیلمی برابر سال ۱۳۴۵ خورشیدی…
www.siyahkal (15)
عکسی مربوط به اواخر دهۀ ۵۰ خورشیدی
www.siyahkal (16)
سیاهکل – دهۀ ۴۰ خورشیدی محل این عکس روبروی کمیته امداد امروز است که زمین فوتبال چهل سال پیش بود.
www.siyahkal (17)
تیم فوتبال محلی – اوایل دهۀ پنجاه
www.siyahkal (19)
سیاهکل – سرهنگ صحرا این عکس روبروی ساختمان سرهنگ عضدی در خیابان ۱۶ متری کنونی است
www.siyahkal (21)
تصویری از یک مراسم (احتمالاعروسی) در دیلمان مربوط به اواسط دهه ۴۰ خورشیدی که با اولین دوربین های رنگی گرفته شده بود
www.siyahkal (22)
صعود تیپ مستقل گیلان به کوه های سیاهکل در سال ۱۳۲۰ . نگاره ای آرشیو شخصی آرش شعاع شرق
www.siyahkal (23)
نگاره ای از یک مراسم عروسی مربوط به سال ۱۳۴۰ در گیلان زنها با لباس محلی در مراسم و آیین ها شرکت می نمودند نگاره : آرشیو شخصی خانم سمانه رنجبر

www.siyahkal (18)

www.siyahkal (24)

بهار سال خورشیدی ۱۳۳۵ـ دیلمان( نفر چهارم از راست همایون صنعتی زاده کرمانی، کارآفرین، نویسنده، مترجم و ناشر معروف ایرانی می باشد که پدرش، عبدالحسین صنعتی زاده، از اولین رمان نویسان ایرانی است) ارسالی از جناب سروش محبوبی

 

 خيلى دور! يك ساعت با ماشين يا ۴ ساعت پياده. اگر اهل لاهيجان باشى، فقط بستگى دارد كه دوستان پايه داشته باشى يانه.
گذشته از شاليزارهاى دو طرف جاده كه اين وقت سال، بوى نشاى تازه برنج مى دهند، گذر از جاده هاى كوهستانى با جنگلهاى انبوه خودش صفايى دارد. لونك يك جايى همان بالا هاست. نه خيلى بالا، قبل از اسپيلى و بعد از سياهكل. در ميانه جاده هاى كوهستانى آبشارى هست كه از دل كوه سرازير مى شود و آب آن برفهاى آب شده كوه درفك است.
شاخه هاى سبز و انبوه درختان، آبشار را احاطه كرده و تابلوى زيبايى از طبيعت، چشمان بازديدكنندگان را نوازش مى كند. روبروى آبشار، سمت چپ جاده، دره اى كم عمق وجود دارد و در انتهاى آن رودخانه پر آبى است كه امتداد همان آبشار لونك است. بيشتر مسافران، دوست دارند روى سنگهاى كنار رودخانه بنشينند و از نمناكى هوالذت ببرند. اگر غذا هم همراه نداشته باشيد دوربين عكاسى وسيله واجب سفر شما است. حتى مهم تر از غذا. زيرا زحمت غذاى توى راه به گردن كسى نمى افتد. كباب ترش مخصوص قصاب هاى گيله مرد كه لهجه گيلكى و ديلمانى را توأمان حرف مى زنند، ناهار بى دردسر و خوشمزه اى است. قيمت مناسبى هم دارد و اگر كسى مايل با شد مى تواند گوشت كبابى را كه به آن انجير و پياز ، سبزى معطر، رب محلى و ادويه مخصوص زده اند و به اصطلاح قوام آمدن بخرد و در جايگاهى مخصوص، آتشى بر پا كنند و زغال گرگرفته اى و كبابى! لونك پاتوق جوانان ماشين دار لاهيجان است و ميانسال هاى سرحال و قبراق كوهنورد.
اگر ۴ ساعت پياده روى به مذاقتان خوش نمى آيد يا جزو جوانان بدون ماشين هستيد، هنوز فرصت خوشگذرانى داريد.
آبشار كوچك شيطان كوه لاهيجان و استخر و جزيره زيبايش پذيراى شماست.
كنار آبشار لاهيجان پلكانى هست كه منتهى مى شود به بام سبز. بعد از آن مى توان سفر كوتاه را با يك وسيله نقليه جالب همراه كرد، تله كابين! تله كابين تازه تأسيس لاهيجان، بديع ترين و دست نيافتنى ترين طبيعت شمال را به مسافران هديه خواهد داد. جايى بين شيطان كوه و كوههاى فلاح خير، وسط سلسله جبال البرز، كوههايى پوشيده از بوته هاى چاى.
اگر اهل فرهنگ و هنر باشى، باز هم برايت مجال هست. بقعه شيخ زاهد گيلانى در محله شيخانبر، پذيراى زائران زيادى است.
موزه چاى لاهيجان نيز كه آرامگاه كاشف السلطنه بنيانگذار چاى ايران است، پر از اشيا قديمى، كتب خطى و لباس هاى محلى زيباست. كمى بالاتر از سراشيبى، باغ كشاورزى واقع شده است كه در واقع پژوهشكده كشاورزى هم هست. در اين پژوهشكده، انواع مختلف گل ها و گياهان آپارتمانى و باغچه اى و درختچه هاى تزيينى تحت نظر كارشناسان، پرورش مى يابد و درياچه زيبايى هم دارد.
اگر هم اهل سياحت باشى و هم زيارت، لاهيجان و توابعش بقعه ها و امامزاده هاى فراوان دارد كه از نظر معمارى داراى قدمت چند صد ساله هستند. گرچه بافت جديد شهرى خيلى از آثار قديمى شهر را زير خود مدفون كرده، هرگوشه و كنار شهر، چيزى ديدنى براى مسافران خوش ذوق وجود دارد. حمام گلشن نمونه اى از آنهاست.
بافت غربى لاهيجان قديمى است و تا دلتان بخواهد كوچه پس كوچه هاى باريك و خانه هاى قديمى دارد.
درهاى چوبى خانه هاى قديمى، كلون هاى آهنى زنانه و مردانه و روزنه هاى كوچك ناودان ها و سقف هايى كه هنوز در حمله مدرنيته، سفالين و نارنجى مانده اند. لاهيجان، شهر پيله هاى سفيد كرمهاى ابريشم است. صنعتى كه با بى توجهى مسؤولان سالهاست از بين رفته است. واگر كسى هم هنوز فصل بهار، برگ توت مى چيند براى تغذيه كرمهاى هنوز پروانه نشده، يا عشق به ابريشم دارد و يا عادت به نخ كشى پيله ها. بعضى ها هم پيله پرورش مى دهند تا لبخند نوه ها را هنگام دگرديسى كرم ها به پروانه ببينند.
دوباره اما بهار، فصل چيدن چاى بهاره، فصل جوانه هاى سبز، فصل پرندگان مهاجر درياچه امير كلايه و فصل پيله هاى سفيد ابريشم، كه زمان پرواز شان نزديك است.
شهرستان  سیاهكل  
۱) كاروانسرای تی‌تی
۲) منطقه كوتی
۳) منطقه كوه پس
۴) منطقه حسن محله
۵) كوتول شاه
۶) قلعه و برج دیده بانی گرمار
۷) حمام دیلمان
۸) غار لوعلی
۹) پناهگاه سنگی گیلاركش
۱۰) آبشار لونك
۱۱) منطقه دیلمان و اسپیلی
۱۲) كوه درفك


داستان رعنا داستانی واقعی و سالم بوده و رعنا نامی بوده که شعر این ترانه داستان مقطعی از زندگی او را روایت می‌کند: او دختری زیبارو، قدبلند و از مردم دیلم بوده است که از کوه ‌نشینان این استان به‌شمار می‌آیند. جلگه‌نشینان به همه‌ی اهالی دیلمان و اشکورات، گالش می‌گویند و گالش به‌معنای دامدار است. در روایت‌هایی که از داستان رعنا وجود دارد، جوانی هادی‌نام هست که دل‌باخته‌ی رعناست و گویا شعر این ترانه زبان حال هادی است که از درد فراق ِ دل‌داده که از کف ا‌ش رفته این ترانه‌ی سوزناک را خوانده است. در یکی از روایت‌ها چنین آمده که در روزی شوم قزاقی مسلح به روستا می‌آید، کردآقاجان را که گویی پدربزرگ رعنا بوده می‌کشد، هادی را با بیل ناکار می کند و رعنا را به زور با خود می برد. هادی پس از بهبودی آواره و دربه¬در، با این ترانه، نغمه خوان یکی دیگر از قصه های عشاق نامراد می شود و نام این نغمه هم «رعنا» است.
شعر رعنا بر اثر گذشت زمان تغییرات و تطورات زیادی داشته که گاهی با هم متناقض هم هست. این شعر به نوعی بازتاب مصایب یک سده از مردمان گیلانی است. لهجه ها و گویشها ی متعدد نیز تاثیراتی بر متن آن داشته اند

فهرست نامهای پسرانه و دخترانه گیلکی

فهرست نام های ایرانی با انتخاب نام ایرانی برای فرزند دلبندتان دین خود را به فرهنگ ایران زمین ادا نمایید
نام های پسرانه و دخترانه گیلکی
نام های پسرانه گیلکی که با واژه( آ-الف) شروع می شوند

آرنگ، نام کوهی در اشکورات.
ارغش (ارگاش)، اسم تاریخی، از شاهان باستانی گیلان.
اسفار، اسم تاریخی، از سرداران.
اسفان.
اسوار، اسفار
اشاکید، اسم تاریخی، از شاهان باستانی
اشتاد، اسم تاریخی.
افرا، از درختان چنگلی.
افراشته، شاعر معروف گیلکی‌سرا.
آلندا، اسم تاریخی، از شاهان باستانی.
امینا، امین (با تلفظ رایج در قدیم)
انوز، اسم تاریخی، از فرمان‌روایان گیلان.
اُوجا، از درحتان، جواب و پاسخ.
اوخان، پژواک، انعکاس صدا.
ایجگره، فریاد.

ادامه نوشته

فهرست نامهای پسرانه و دخترانه گیلکی