شاده یاشادهی زنده باد سیاهکل زنده باد ..علی فتحی شادهی
| |||||||||||||
| |||||||||||||
| علی فتحی شادهی | |||||||||||||
|
| |||||||||||||
| |||||||||||||
| |||||||||||||
| علی فتحی شادهی | |||||||||||||
|
| |||||||||||||

گفتم آنچه از خود من در خور من دیدی نیستم
از نواحی شمال، جلگه های سبز و خیسم
مثل بارون سادگی مو رو تن گل می نویسم
یه سلام گرمی دارم که می لرزونه صداتو
دریای سخاوتم من
پر کن از من کوزه هاتو
حس دستای غریبم حس گندم و برنجه
خونم از خاکه و سبزه، دل من صندوق گنجه
آره من شمالی هستم، بوی بارون می ده دستم
آره من شمالی هستم، بوی بارون می ده دستم
شهرم از جاییه که دریای پیرش
یادگاری از زمانهای قدیمه
جایی که خواستن و خوشبختی و موندن
یه آلونک، یه چراغ و یه گلیمه
جایی که معجزه ی ساده ی بارون
عطر نارنجو می بخشه به تن خاک
جایی که دیدنیه صبح و غروبش
روی ساحل روی ماسه های نمناک
آره من شمالی هستم، بوی بارون می ده دستم
آره من شمالی هستم، بوی بارون می ده دستم
|
3- بشو: برو 4- كلوبيج: ماهي تابه 5- بيجار: مزرعه برنج 6-راحتي : دمپايي 7- گرزه: موش 8- پيچاكوته: گربه 9- وره: بره 10- كرك: مرغ 11- تله: خروس 12- كين سو كونه: كرم شب تاب 13- آغوز: گردو 14- قاتوق: خروش 15- واش: علف هرز 16- گوله: كوزه 17- ميرم ترا: مي ميرم برات 18- قوزپيچ: ضربه فني البته اصطلاح قوز پيچ كلمه ي اصيل گيلاني نيست ولي به دليل استعمال زياد نوعي مشروعيت در زبان گيلكي پيدا كرده . اگه اصطلاحات گيلكي بيشتري ميخواين نظر بديد. |
مواد لازم: مرغابی یا اردک یا مرغ محلی ـ مغز گردو ساییده شده ـ ترشی ( رب انار ـ رب گوجه فرنگی) ـ ادویه.
ابتدا گردو را در نـِمیار و با استفاده از سنگ مشته می سابند تا کاملا ً له شده و روغنش در بیاید، (امروزه از آسیابهای برقی استفاده می کنند) سپس گردو را با رب انار ، زرد چوبه و مقدار کمی آب ،بر روی حرارت ملایم قرار داده و هر از گاهی نیز مقداری آب سرد روی گردو می ریزید، تا روغن گردو در بیاید. معمولاً اگر از مرغابی یا مرغهای محلی استفاده کنند، آن را به همراه گردو می گذارند تا بپزد و اگر از مرغهای شهری استفاده شود، بعد از آب پز شدن و در انتها، مرغ را در ظرف گردو می ریزند. در پایان وقتی غذا به روغن فتاد، یک قاشق مرباخوری رب گوجه فرنگی در قابلمه می ریزند که این کار باعث رنگ خوش خورشت میشود. در بعضی از مواقع نیز چند عدد بادمجان را که به صورت ورقه ای نازک بریده شده، سرخ نموده و جهت تزیین استفاده می کنند. در سابق ،در خورشت فسنجان همزمان با ریختن گردو، به عنوان ترشی مقدار قیسی و خرما نیز اضفه می کردند تا طعم غذا ،اندکی ترش و شیرین شود.
مواد لازم: بادمجان، گوجه فرنگی، سیر، تخم مرغ، ادویه و رب گوجه فرنگی.
ابتدا بادمجانها را روی ذغال (در حال حاضر چراغ گاز) کباب می کنند، سپس پوست سوخته’ آن را جدا کرده، با گوشت کوب و یا ساطور تخته(در سابق استفاده می شد) میکوبند.آنگاه بادمجانها را با مقداری زرد چوبه در روغن تفت داده و سیر را نیز که قبلاً خرد و سرخ کرده اند، به بادمجانها اضفه می کنند. در فصول تابستان و بهار مقداری گوجه فرنگی راریز خرد کرده، به مخلوط سیر و بادمجان اضفه می کنند و در فصل زمستان از رب گوجه فرنگی استفاده می کنند. وقتی گوجه (رب) نیز تفت داده شد، تخم مرغ را اضفه می کنند.
مواد لازم: لوبیای خورشتی (پاچ باقلا)، شوید (خشک یا تر)، سیر خام ( برگ سیر)، تخم مرغ، ادویه، روغن.
ابتدا باقلیها را پوست کنده (از غلات سبز و پوسته دوم جدا میکنند)و همراه با سیر خلال شده یا برگ سیر خرد شده، با مقداری روغن در قابلمه( یا گمج که ظرفی گلی است و در گذشته کاربرد بیشتری داشته) کمی سرخ می کنند ، سپس مقدار کمی زردچوبه وشوید به باقلی اضفه نموده و تفت میدهند. در انتها، یک یا دو لیوان آب به مواد اضفه نموده و بر روی حرارت ملایم می گذارند، تا وقتی که روغن غذا در سطح قابلمه بالا بیاید، آنگاه تخم مرغ را اضفه میکنند.
مواد اولیه: سبزی (جعفری، گشنیز، اسفناج، تره، چغندر)، برنج، سیرخام، ترشی (آب نارنج یا آب انار)، آلوچه سبز، تخم مرغ، ادویه.
ابتدا سبزیها را با ساطور، ریز خرد می کنند. سپس به اندازه یک لیوان آب و نصف لیوان برنج (برای یک کیلو سبزی خرد شده) که قبلاً خیساندهاند، در قابلمه میریزند تا سبزی و برنج کاملاً پخته شود . سپس سیر را خرد کرده ،با زردچوبه و روغن سرخ میکنند و به مواد داخل قابلمه اضفه میکنند.سر آخر، در ترشی مورد علاقه، مقداری آرد برنج (گندم) حل کرده و به تدریج به خورشت اضفه میکنند. این کار باعث لعابدار شدن خورشت میشود. در پایان نیز تخممرغها را اضفه نموده، میل میکنند.
مواد اولیه: کدو حلوایی، گردو، عدس ،خرما.
ابتدا کدو را پوست گرفته، به قطعات ریز خرد نموده و با مقداری آب میپزند. عدس را نیزقبلاً آب پز کرده و به همراه کدوی پخته، با هاون یا گوشت کوب میکوبند تا کاملاً له شود. سپس گردوی سابیده شده را به همراه زردچوبه و روغن به مواد اضفه نموده و تفت میدهند و سر آخر نیز خرما را از هسته جدا کرده، به مواد ذکر شده اضفه میکنند.
- نوع اول:
مواد اولیه: برگ سیر، سیر، شوید خشک، لپه، مرغ، تخممرغ ، ترشی (آبغوره یا آب انار)، ادویه، روغن.
ابتدا برگ سیر را به همراه سیر رنده شده وشوید خشک ، در روغن تفت میدهند. لپه آب پز شده را به مرغ آب پز شده ، آب مرغ و ترشی مورد نظر اضفه کرده، به مدت نیم ساعت روی حرارت ملایم میجوشانند. بعد از جا فتادن خورشت، به تعداد مورد نظرتخممرغ اضفه میکنند.
- نوع دوم:
مواد اولیه: برگ سیر، تخممرغ، ترشی (آب لیمو)، مرغ یا مرغابی، ادویه.
ابتدا برگ سیر را خرد کرده، به همراه زردچوبه سرخ میکنند. سپس آب مرغ، ترشی و مرغ را به آن اضفه نموده و بعد از اینکه آب مرغ تبخیر شد، به تعداد مورد نیاز تخم مرغ اضفه مینمایند.
مواد اولیه: گوشت مرغ یا مرغابی، پیاز سرخ شده، آلوی بخارایی، رب گوجه ترش (آب انار یا آب نارنج)، بادمجان، گوجه فرنگی، ادویه.
مرغ آب پز شده را به همراه پیاز سرخ شده ، رب و آلوی خیس داده شده ،در روغن و ادویه تفت میدهند. سپس 2 لیوان آب مرغ، به مواد اضفه نموده و روی حرارت ملایم می گذارند تا به تدریج آب مرغ تبخیر شود . در پایان نیز غذا را با بادمجان و گوجه فرنگی سرخ شده، تزیین نموده و میل میکنند.
سایر غذاهای محلی:
دیگر غذاهای محلّی گیلان عبارتند از:
آش فاطمه الزهرا، خولی آش یا خالی آش (برنج + لوبیا چیتی) و ...
(خاویار ماهی)، ماهی شور، ماهی دودی و ...
شیرینی جات محلی:
فرنی، رشته و خشکار، گل پالوده و ... (عمولاً در ماه رمضان استفاده میشود)
- ترک حلوا، خاتون پنجره، خرش حلوا و سمنو و ... (مخصوص عید نوروز)
-حلوای رقایب (خیرات در روز عید مردهها)
انواع کلوچه:کلوچه فومن ـکلوچه لاهیجان و کاکا
انواع نان محلی: نان لاکو که از آرد برنج تهیه می شود، نان کشتا (آرد برنج + کدو حلوایی + دانه’ گیاه خفرفه)
انواع ترشی: فلفل ترشی، سیرترشی، بادمجان ترشی، هفتابیجار، یارالماسی ترشی، پیاز ترشی و ...
انواع رب: رب سیب ترش، رب نارنج، رب انار و ...
انواع مربا: مربای بادرنگ، شقاقل، گل قند (گل محمدی)، بهار نارنج، کدو، زغال اخته، ولش (تمشک) و ...
همچنین درار (به فارسی میگویند نمک سبز) ، یکی از چاشنیهایی است که همراه برخی از میوهها و ماست استفاده میشود و از سبزیهای معطر گوناگون + نمک تهیه می شود.گرد اورنده بر بچه های شاده یا اسلامده
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
|
آداب و رسوم این هم تصویرمسجد روستای شاده |
|
این ناحیه مانند سایر نقاط ایران دارای آداب و رسومی است که برخی از آن ها محلی و ریشه دارند و برخی دیگر، از سایر نقاط ایران به این منطقه آمده اند. در ذیل به تعدادی از این رسم ها که هم اکنون در جای جای این شهرستان جاری است اشاره می نماییم ماه محرم با مراسم و آداب و آئينهاي خاص خود داراي جايگاه برجسته اي در زندگي مردم مي باشد. آغاز اين ماه جلوه هاي نمايان و مشخصي دارد كه اهالي آستانه اشرفيه آن را به طرز بسيار با شكوهي برگزار مي كنند. قبل از فرا رسيدن ماه محرم مسجد ها و تكيه ها سياه پوش و آذين بسته مي شوند. در بازارها بيرق هاي عزا بر سر در مغازه ها قرار مي دهند. بسياري از مردم لباس سياه در بر مي كنند و به طور كلي همه جا، شهر و روستا، كوچه و خيابان، چهره اي ديگر به خود مي گيرد. علم بندي، روضه خواني، دسته گرداني و تعزيه خواني سه گونه عمده مراسم عزاداري ماه محرم است. كه هر يك را شرح مي دهيم: 6 -زنجير زني: دسته هاي زنجير زن امروزه در تمام شهرها و بسياري از روستاهاي گيلان، منسجم ترين دسته هاي عزاداري هستند. زنجير زني در گيلان نسبت به ساير اشكال دسته گرداني جديدتر مي باشد و از حدود بيست – سي سال پيش معمول شده و در واقع جايگزين قمه زني گرديده است. زنجير زنان لباس سياه مي پوشند و در دو صف مقابل هم حركت مي كنند. نوحه خوان در ميان دسته راه مي رود تا صدايش به همه برسد. زنجير زنان هم آهنگ با صداي سنج و طبل ترجيع بند نوحه را واگير مي كنند. وسيله زنجير زدن چند رشته زنجير است كه انتهاي آن ها به دسته اي چوبي يا فلزي متصل است. زنجير زن دسته ي آن را به دست گرفته و با آهنگ سنج و وزن نوحه رشته هاي زنجير را به پشت خود مي كوبد.برگرفته از کتاب سیمای کوچان ( محمد مهدی بحرالعلوم گیلانی) |
|
|
|
5 - قمه زني: از شكل هاي قديمي دسته گرداني و عزاداري ماه محرم است و نحوه ي انجام آن در گيلان نيز همانند ساير مناطق ايران است. قمه زنان لباس سپيد بلندي مي پوشند، سرشان را مي ترشاند و پايشان را برهنه مي كنند و « حيدر حيدر » گويان قمه را بر سر و پيشاني خود مي زنند. چهره و لباس سفيد و به خون آغشته قمه زنان قمه هاي خون آلود، آهنگ مقطع و پر طنين « حيدر حيدر » و گام هاي محكم و سنگين آن ها، كه با گفتن « حيدر » نيم گام بر مي دارند، شكوه و اُبهتي هراسناك است. قمه زنان كفن پوشاني هستند كه گروه شهيدان را مي نمايانند و براي شهادت، حركتي، نه كه خروشي نمادين دارند. قمه زني معمولا در روزهاي تاسوعا و عاشورا انجام مي شود. برگرفته از کتاب سیمای کوچان ( محمد مهدی بحرالعلوم گیلانی)
برداشت :علی فتحی شادهی و بهنام باقری |
|
|
|
4 - سينه زني: بارزترين و قديمي ترين شكل آن دسته گرداني كه در تمام شهرها و روستاهاي گيلان رواج دارد. طرز سينه زدن، حالات و حركات بدن و دست ها، شيوه حركات دسته، در دو صف و يا به صورت جمعي و در يك يا دو گروه، نحوه ي نوحه خواندن و دم ( واگير ) گرفتن و انواع و مناسبت و زمان نوحه هاي سينه زني، در همه جا يكسان نيست؛ شور هيجان آن در نقاط مختلف و بر حسب زمان و موقعيت متفاوت است. دسته هاي سينه زني به جهت شركت گروه هاي مختلف مردم عمومي تر و جامع تر از انواع ديگر گردانيهاست، زيرا ابزار معيني لازم ندارد و هر كس به نسبت توان خود مي تواند با آن همراه شود. معمولا پير مردان و ريش سفيدان در پيشاپيش دسته حركت مي كنند و گروه زنان در حاشيه و به دنبال سينه زنان آن ها را همراهي نمايند. بزرگترين و معروفترين سينه زني شهرستان آستانه اشرفيه متعلق به حسينيه ي آل محمد است كه هيئت آن در صحن امامزاده سيد جلال الدين اشرف واقع شده است. برگرفته از کتاب سیمای کوچان ( محمد مهدی بحرالعلوم گیلانی) برداشت :علی فتحی شادهی و بهنام باقری
|
|
|
|
3 - دسته گرداني: دسته گرداني از نشانه ها و مراسم چشمگير ماه محرم است. حركتي است جمعي، هم آواز و هم آهنگ و نمودي است از وحدتي شكوهمند. نوحه هايي كه در اين دسته ها خوانده مي شود، هر كدام بيانگر بخشي از وقايع عاشوراي كربلا است. كه بياني نمادين دارد. دسته گرداني در بنياد واصل خود، حركتي است در جهت تحرك بخشيدن به مردم و گونه اي صف آرائي در برابر دشمن و يك بسيج براي مقابله با ظلم و ستم كه از دل فرهنگ مبارز تشيع سر بر آورده است و در سراسر سرزمين هاي حوزه فرهنگ ايراني و از جمله گيلان، و خصوصا در شهرستان آستانه اشرفيه عموميت دارد. سينه زني، قمه زني، كرب زني، قفل زني، شام غريبان و قوم بني اسد، گونه هاي مختلف دسته گرداني معمول در گيلان است. رسم و روال حركت دسته هاي عزادار تابعي از روابط محله ها در شهرها و روستاهاي مختلف و هر كدام مبدا و مسيري معين دارند، به ديد و بازديد يكديگر مي روند و تقدم وتأخّر را بنابر سوابق سنتي رعايت مي كنند. هر جا امامزاده و بقعه و مكان مقدسي باشد، نقطه تمركز دسته هاي عزادار است. برگرفته از کتاب سیمای کوچان ( محمد مهدی بحرالعلوم گیلانی)
برداشت :علی فتحی شادهی و بهنام باقری |
|
|
|
2 - روضه خواني در تمام شهرها و روستاهاي بزرگ گيلان به ويژه در آستانه اشرفيه اين مراسم با شكوه خاص انجام مي شود. محل روضه خواني مسجد است، اما در بعضي خانه ها هم بر حسب نذر و يا بنا بر وصيت و وقف روضه خوانده مي شود. بازاريان رشت سراهاي بازار را هم براي روضه خواني سياه پوش مي كنند. در روزهاي دهه اول محرم موضوع روضه خواني هر روز، تقريبا مشخص است و به ويژه در روزهاي هفتم تا دهم كه به مرثيه خواني براي حضرت علي اكبر، حضرت قاسم و حضرت عباس و امام حسين (ع) اختصاص دارد. روضه خواني معمولا تا آخر ماه صفر ادامه پيدا مي كند. خطيبان و مرثيه خوانان اين مجالس،اغلب روحانيون و مداحان محلي هستند.
برگرفته از کتاب سیمای کوچان ( محمد مهدی بحرالعلوم گیلانی)
برداشت :علی فتحی شادهی و بهنام باقری |
|
|
|
1- علم بندي: آغاز محرم كه بنيانگر شروع عزاداري سيد و سالار شهيدان حضرت ابي عبدالله الحسين (ع) است با مراسم علم بندي در نقاط مختلف اين شهرستان آغاز مي شود. اين مراسم از روز اول تا ششم محرم و گاهي تا دهم محرم هر روز عصر برگزار مي شود. مراسم بدين گونه است كه دسته اي عزادار و سينه زن با شيپور و طبل و سنج شروع مجلس را اعلام و با مرثيه خواني مردم را جمع مي كنند و پس از وعظي مختصر، واعظ به مرثيه خواني مي پردازد. آن گاه پس از تجمع همه اهالي سينه زني آغاز و پس از آن به روش خاصي علم را با نواري سبز به ستون مخصوص امامزاده مي بندند. پس عزاداري سيد الشهداء رسما در آن منطقه آغاز مي گردد. البته اين مراسم در روستاهاي آستانه اشرفيه و لاهيجان با اطعام همراه است و افراد سرشناس محلات ديگر را با دعوت كتبي، براي شركت در اين مراسم فرا مي خوانند. در آستانه اشرفيه روز اول علم بندي مخصوص هيئت عزاداران آل محمد و هيئت حضرت سلطان سيد جلال الدين اشرف است. كه در صحن امامزاده سيد جلال الدين اشرف انجام مي گيرد و مراسم علم بندي با سينه زني آغاز و پس از بستن علم به ستون و ايوان ورودي امامزاده به اتمام مي رسد.
برگرفته از کتاب سیمای کوچان ( محمد مهدی بحرالعلوم گیلانی) برداشت :علی فتحی شادهی و بهنام باقری
|
|
|
|
جهاز بري ( حمل جهيزيه ): بعد از چند روز پدر داماد و چند نفر از معتمدين به خانه عروس دعوت مي شوند و ضمن صرف چاي و شيريني جهيزيه عروس را يكي يكي در مجلس حاضر كرده و ضمن تعيين بهاء آن در ورقه اي به نام جهاز نامه ثبت مي كنند. پس از آن زنان فاميل جهت ملاحظه جهاز به تماشا و پايكوبي مي نشينند. و سر انجام تمام آن وسايل را به خانه داماد مي فرستند. در اين مراسم عروس موظف است كه به نزديكان داماد شيريني، عطر، آيينه، پارچه و پيراهن و جوراب و جانماز اهداء مي نمايد. در اين موقع عروس رسما از پدر و مادر خود خداحافظي كرده و خانه شوهر مي رود. برگرفته از کتاب سیمای کوچان ( محمد مهدی بحرالعلوم گیلانی)
برداشت :علی فتحی شادهی و بهنام باقری |
|
|
|
شاباش ( رونما ): از جمله رسوم این منطقه در عروسیها این است که بیشتر مدعوین به عروس و داماد پول نقد یا جنس هدیه می دهند و نام هدیه کننده به آوازه بلند در مجلس اعلام می شود و شخصی هم مامور ثبت نام و نشان و نوع و میزان هدیه می شود تا مدرکی برای انجام عمل متقابل در موقع مشابه بوده باشد و این تشریفات را شاباش یا رونمای عروسی گویند. برگرفته از کتاب سیمای کوچان ( محمد مهدی بحرالعلوم گیلانی)
|
|
|
|
گله گله چهارشنبه ( چهار شنبه سوری): در شب چهارشنبه آخر سال که به گله گله چهار شنبه معروف است، بعنوان پایان یافتن مشقات آن سال و فرا رسیدن عید نوروز، خار، بوته، گون لیق، کلوش ( ساقه خشک برنج) و هر چیز قابل اشتغال را در فواصل معینی خرمن کرده و به مجرد غروب آفتاب آتش می زنند. زن و مرد، پیر و جوان از روی آتش می پرند و می گویند: گله گله چهارشنبه بحق پنجشنبه زردی بشه سرخی سایه نکبت بشه دولت بایه یعنی: ای شعله آتش چهارشنبه، بحق پنجشنبه، زردی و ضعف و بیماری رخت بربندد و نوبت سرخی و نشاط و خرمی فرا رسد. دوره نکبت و ناکامی و بیچارگی بسر آید و دولت و اقبال روی نماید. این مراسم یکی از سنن باستانی است که بنام « چهارشنبه سوری» معروف است و ظاهرا یادگاری است از دوران احترام به آتش که از، عهد زرتشت و یا پیشتر به جای مانده است. برگرفته از کتاب سیمای کوچان ( محمد مهدی بحرالعلوم گیلانی) |
|
|
|
دندان فشان ( گاز فروشان ) برای طفلی که دندانش تازه در آمده باشد، جشنی ترتیب می دهند و اقوام و فامیل را دعوت می کنند و در مقابل طفل سفره ای پهن می کنند و باقلا و نخود و گندم و عدس پخته و نقل و سیرینی های مختلف و اشیا متنوع مانند؛ قلم، کاغذ، آیینه و قرآن گذاشته می شود و هر کدام را که طفل زودتر در آورد پیشگویی می کنند که در آینده همان کاره می شود. مثلاً قیچی، داس، اره، قلم و کاغذ، قرآن و آئینه هر یک نماد و نشانی از مشاغل خیاطی، کشاورزی، کارمندی، روحانیت و سلمانی هستند. برگرفته از کتاب سیمای کوچان ( محمد مهدی بحرالعلوم گیلانی) برداشت :علی فتحی شادهی و بهنام باقری |
|
|
|
حنابندان: اين جشن كه مراسم خداحافظي عروس است در آخرين شبي كه عروس به طور رسمي در خانه پدرش به سر مي برد برگزار مي گردد. در اين شب از خانه داماد هفت سيني با حنا و شمع و شيريني به خانه عروس فرستاده مي شود در حالي كه سيني بر سر خواهر بزرگ داماد قرار دارد وارد مجلس مي گردد بعد طلاجات عروس و ديگر وسايلي كه در اسباب واچيني خريداري شده به حاضرين نشان داده مي شود. پس به دست عروس و داماد حنا مي گذارند و حناي اضافي را نيز ميان مجلس مي گردانند. و همه ي خانم ها بر مي دارند.برگرفته از کتاب سیمای کوچان ( محمد مهدی بحرالعلوم گیلانی) برداشت :علی فتحی شادهی و بهنام باقری
|
|
|
|
چادر واويني ( برش چادر ): مدتي پس از مراسم اسباب واچيني و قبل از عقد، مادر داماد همراه با عمه داماد و چند نفر همسايه و يك نفر خياط به خانه عروس مي روند و چادر عقد عروس را برش داده و با نخ كوك مي زنند. اين مراسم براي اعلام نزديكي جشن عقد و اجازه به عروس كه لباس هايش را براي مراسم عقد آماده كند. برگرفته از کتاب سیمای کوچان ( محمد مهدی بحرالعلوم گیلانی) |
|
برداشت :علی فتحی شادهی و بهنام باقری |
|
اسباب واچيني ( خريدن وسايل ): چند روز پس از جشن نامزدي مطابق قرار چند تن از زن هاي فاميل و همسايه همراه پدر و مادر عروس و داماد به بازار مي روند و مطابق صورت نامه وسايل عروسي را مي خرند كه از آن جمله است: قرآن كريم، طلا، چمدان، لباس، آينه و شمعدان و غيره. در اين مراسم براي سادات و زن هاي مسن و بچه هاي همراه نيز چند تكه پارچه مي خرند و به آنها هديه مي كنند. برگرفته از کتاب سیمای کوچان ( محمد مهدی بحرالعلوم گیلانی) برداشت :علی فتحی شادهی و بهنام باقری
|
|
|
|
دکتر ابراهیم حشمت طالقانی ملقب به "حشمت الاطباء" و "سردار حشمت" فرزند عباسقلی و اهل روستای شهراسر طالقان از مشاهیر اطبای گیلان و از سران نهضت جنگل بود که از آغاز ابتدای تشکیل این نهضت با آن همکاری میکرد و چندی از طرف هیأت اتحاد اسلام که شورای رهبری نهضت جنگل محسوب میشد، به حکومت لاهیجان منصوب شد. نامبرده در مرحلهای از مبارزه که فشار قوای حکومت مرکزی و نیروهای بیگانه بر روی جنگلیها افزایش یافته بود، با میرزا کوچک خان وداع کرد و با نیروهای تحت امر خود تسلیم دولت مرکزی شد. لیکن علی رغم قول و قرارهای قبلی مبنی بر عفو و تأمین، همگی را دستگیر و زندانی کردند و دکتر حشمت را به همراه چند تن دیگر در قرق کارگزاری رشت به دار آویختند و پیکر او را در صحن مسجد چلا خانه (چله خانه) به خاک سپردند.

پیرادراستان گیلان صورتهای متفاوتی از نمایش و ورز شهای سنتی وجود داشته و دارد ، كه بعضی از آن ها از قبیل : نمایشهای عروسكی؛خیمه شب بازی وآینه تكم ، به طوراقتباسی از فرهنگهای همسایه گرفته شده است ،در حالی كه نمایشهایی ازقبیل آهو چره, پیربابو(عروسی گوله)، لال بازی(در تیرماسیزه) و ورزشهای سنتی نظیر؛ كشتی گیله مردی و ورزا جنگ و بند بازی كه كارهای یالانچی پهلوان دقیقاً جنبه نمایشی داشته، ریشه درفرهنگ این مرزوبوم دارد.
بازی آهو چره تا حدود بیست سال پیش در منطقه شرق گیلان در شمار بازیها و نمایشهای مقدمه نوروز انجام می شد.در گروه آهو چره كه شامل سه نفر، بازیگر نقش آهو،شعرخوان وتوبره كش می باشد محوربازی ،اهو است كه با وسایل مختلف, چیزی شبیه سر آهو یا بز درست می كردند. برایش شاخ و با مهره شیشه ای چشم می گذاشتند. زنگوله به آن می آویختند و آن را به سر چوبی قرار می دادند. بازیگر نقش آهو كیسه یا گونی پارچه روی سر می كشید، تا بدنش پیدا نشود و از داخل آن كله آهو را كه روی چوبی قرار داشته ،بیرون می آورد. چنانكه به هیات حیوانی در آمده و با آن چوب می توانست سرش را حركت بدهد. نفر دوم شعر می خواند و با چوبی كه در دست داشته ،نمایش را هدایت می كرد. نفر سوم تو بركش بود كه هر سه با هم كوچه به كوچه، به خانه های ده رفته و نمایش را اجرا می كردند و هدایایی از مردم می گرفتند.شعری كه معمولاً خوانده می شد از اینقرار بود:
آهو چره, آهو چره, ببین چقدر خوب می چره. آهو از باغ آمده, چریده و چاق آمده. آهو مرغانه خوره, صدتا به كمتر نخوره.
به اینجا كه می رسید آهو غش می كرد و تا تخم مرغ یا چیز دیگری ازصاحبخانه نمی گرفت حالش جا نمی آمد.بعد از خواندن هربند, همان قسمت اول{آهوچره,آهوچره,ببین چقدر خوب می چره} به صورت واگرد{ترجیع بند} تكرار می شد. سپس خواننده بند دیگری را تكرار می كرد. با این كارها از صاحبخانه چیزهایی چون: برنج, تخم مرغ و شیرینی می گرفتند. این گروه كارشان را از غروب آغاز می كردند و درچند روستاو آبادی نزدیك را می گشتند.
این نمایش از شرق ترین نقاط گیلان تا حدود تنكابن و روستای اطرف آن معمول بوده و امروز نیز كم وبیش معمول است.
سنت كشتی گرفتن و پهلوانی در همه حوزه های فرهنگی ایران پیشه ای كهن دارد كه درهرجای جغرفیایی با نام و شیوه ای خاص اجرا می شود.از قبیل؛ كشتی چوخه خراسانی, كشتی مازندران و كشتی گیله مردی. در كتاب فتوت نامه سلطانی ،از متون قرن نهم هجری آمده است: « اگر پرسند كه كشتی چند نوع است؛ بگو دو نوع : اول قبض, دوم اضطرار. اگر پرسند كه هر یك چگونه است: بگو: قبض، كشتی گرفتن اهل خراسان و عراق است كه آن را شهری وار گویند و اضطرار،كشتی گیلان و شیروان و بعضی از آذربایجان است و آن را دیلم وار خوانند.» .
آنچه در این متن كشتی« اضطرار» یا « دیلم وار» نامیده شده ، همان كشتی گیله مردی است و قدیمی ترین خبرآن دركتاب « احسن التقاسیم فی معرفته الا قالیم »، تالیف مقدسی، درقرن چهارم هجری است. این ورزش سنتی در گیلان در هفته بازارها و در مراسم عروسی های سنتی و در كنار روستاها و شهرهای كوچك برگزار می شود. میدان مصف پهلوانان فضای وسیعی است كه « سبزه میدان » یا « سیمبر» نیز نامیده می شوند. كشتی گیله مردی همانند سایر كشتی ها مراتبی دارد ودارای فنون و قوانین خاص و آداب و رسمهایی است. تازه كاران را « نوچه» و به اصطلاح محلی « تنگوله» می نامند و كشتی گیران میدان دیده و كار آزموده را « پهلوان» خطاب می كنند و درهرمحله و روستا نیز یكی از پهلوانان پیش كسوت, عنوان « سر پهلوان» را دارد. برگزاری كشتی روز وزمان مشخص ندارد. معمولاً كشتی گیران هر محل ،با نظر سر پهلوان تصمیم به زور آزمایی می گیرند كه در این صورت به شهرها و آبادی های نزدیك خبر می دهند وكشتی گیران آن نقاط را برای انجام مسابقه دعوت می كنند.
مراسم آغاز و نحوه اجرا:
این مراسم دارای آغازی بسیار زیبا و دیدنی است با صدای ساز و نقاره همه اهالی محل را با خبر می كنند و جمعیت بسیاری دور میدان كشتی گرد می آیند و كشتی گیران هر محل در قسمتی از میدان در كنار هم قرار می گیرند كه به طورمنظم و مرتب پهلوانان میزبان و مهمان دور میدان حركت می كنند و درجلوی هردسته از مهمانان بنا به رسم، روی زانوی چپ خم شده و سر انگشتان دست را به خاك می سایند و می بوسند و بر پیشانی می نهند. آغاز مصف كشتی گیران گیلان با رجزخوانی كه در اصطلاح محلی«خزومما» یا« فوز ما» نامیده میشود همراه است تعیین هماورد به طور آزاد با قبول دعوت به نبرد می باشد. پایان كشتی وقتی است كه یكی ازدوطرف جز كف پا, نقطه دیگری از تنش با زمین تماس پیدا كند ،كه در این صورت شكست خورده و پهلوان پیروز با جست و خیز میدان را طی می كند و گاهی درمیان جمعیت دوران می زند وپول جمع می كند و معمولاً دوباره به میدان می آید و حریف می طلبد. جامه مخصوص كشتی, شلواری پارچه ای و تنگ و چسبان است كه «لاسپاره» نامیده می شود. جایزه كشتی گیران « برم » است و شامل : پارچه, آینه, كیف پول, دستكش, جوراب, هن, سیب و نارنج و. . .می باشد. گرد اوری علی فتحی شادهی