با سلام به همشهریهای عزیزم

با سلام به همشهریهای عزیزم

 

من اولین کسی بودم که برای ارتقا سطح کیفی ونسبی شاده در سال 1385 شروع به تبلیغ در فضای مجازی نمودماحساس وظیفه ای داشتم ودارم  .ان موقع امکانات کم یا اصلا نبود . وبعد از سه تا چهار سال کار را رها نمودم به علت مشغله های شغلی امروزه.

با امدن شبکه های اجتماعی وبلاگها کمتر کاربرد دارند ولی با این حال می خواهم دوباره شروع کنم با یک سری فرق و تحولات جدیدی که رقم خورد است . اگر به یاداشت اول سال 1385 توجه کنید مردم را ترغیب نمودیم به مازندران نروند گیلان وشاده بهشت روی زمین  استو حالا با موجی از افراد غریبه وصد البته همه هموطن هستیم ولی متاسفانه کسانی هستند که ارقی به شاده ندارند ودر صد از بین بردن فرهنگ بومی در شاده هستند.

عین پیام سال 1385

"بسم الله الر حمن الرحيم"          هرگونه بهره برداری باذکر منبع فقط مجاز می باشد مدیر وبلاگ :شاده شاهراه روستاهای دیگر ده بسیار زیبای که اهالی ان بسیار خونگرم و دوست داشتنی هستند.خلاصه شاده روستایی بکر است.
منطقه شاده و شهرستان سیاهکل را دوست دارم ،چون علاقهء آن در خون من است، عليرغم مشكلات،محدوديتهاو... به صداقت،تعهد،پشتكار، و افتخار آفريني هاي هموطنانم عشق مي ورزم

خيلى دور! يك ساعت با ماشين يا ۴ ساعت پياده. اگر اهل لاهيجان باشى، فقط بستگى دارد كه دوستان پايه داشته باشى يانه. گذشته از شاليزارهاى دو طرف جاده كه اين وقت سال، بوى نشاى تازه برنج مى دهند، گذر از جاده هاى كوهستانى با جنگلهاى انبوه خودش صفايى دارد. لونك يك جايى همان بالا هاست. نه خيلى بالا، قبل از اسپيلى و بعد از سياهكل. در ميانه جاده هاى كوهستانى آبشارى هست كه از دل كوه سرازير مى شود و آب آن برفهاى آب شده كوه درفك است. شاخه هاى سبز و انبوه درختان، آبشار را احاطه كرده و تابلوى زيبايى از طبيعت، چشمان بازديدكنندگان را نوازش مى كند. روبروى آبشار، سمت چپ جاده، دره اى كم عمق وجود دارد و در انتهاى آن رودخانه پر آبى است كه امتداد همان آبشار لونك است. بيشتر مسافران، دوست دارند روى سنگهاى كنار رودخانه بنشينند و از نمناكى هوالذت ببرند. اگر غذا هم همراه نداشته باشيد دوربين عكاسى وسيله واجب سفر شما است. حتى مهم تر از غذا. زيرا زحمت غذاى توى راه به گردن كسى نمى افتد. كباب ترش مخصوص قصاب هاى گيله مرد كه لهجه گيلكى و ديلمانى را توأمان حرف مى زنند، ناهار بى دردسر و خوشمزه اى است. قيمت مناسبى هم دارد و اگر كسى مايل با شد مى تواند گوشت كبابى را كه به آن انجير و پياز ، سبزى معطر، رب محلى و ادويه مخصوص زده اند و به اصطلاح قوام آمدن بخرد و در جايگاهى مخصوص، آتشى بر پا كنند و زغال گرگرفته اى و كبابى! لونك پاتوق جوانان ماشين دار لاهيجان است و ميانسال هاى سرحال و قبراق كوهنورد. اگر ۴ ساعت پياده روى به مذاقتان خوش نمى آيد يا جزو جوانان بدون ماشين هستيد، هنوز فرصت خوشگذرانى داريد. آبشار كوچك شيطان كوه لاهيجان و استخر و جزيره زيبايش پذيراى شماست. كنار آبشار لاهيجان پلكانى هست كه منتهى مى شود به بام سبز. بعد از آن مى توان سفر كوتاه را با يك وسيله نقليه جالب همراه كرد، تله كابين! تله كابين تازه تأسيس لاهيجان، بديع ترين و دست نيافتنى ترين طبيعت شمال را به مسافران هديه خواهد داد. جايى بين شيطان كوه و كوههاى فلاح خير، وسط سلسله جبال البرز، كوههايى پوشيده از بوته هاى چاى. اگر اهل فرهنگ و هنر باشى، باز هم برايت مجال هست. بقعه شيخ زاهد گيلانى در محله شيخانبر، پذيراى زائران زيادى است. موزه چاى لاهيجان نيز كه آرامگاه كاشف السلطنه بنيانگذار چاى ايران است، پر از اشيا قديمى، كتب خطى و لباس هاى محلى زيباست. كمى بالاتر از سراشيبى، باغ كشاورزى واقع شده است كه در واقع پژوهشكده كشاورزى هم هست. در اين پژوهشكده، انواع مختلف گل ها و گياهان آپارتمانى و باغچه اى و درختچه هاى تزيينى تحت نظر كارشناسان، پرورش مى يابد و درياچه زيبايى هم دارد. اگر هم اهل سياحت باشى و هم زيارت، لاهيجان و توابعش بقعه ها و امامزاده هاى فراوان دارد كه از نظر معمارى داراى قدمت چند صد ساله هستند. گرچه بافت جديد شهرى خيلى از آثار قديمى شهر را زير خود مدفون كرده، هرگوشه و كنار شهر، چيزى ديدنى براى مسافران خوش ذوق وجود دارد. حمام گلشن نمونه اى از آنهاست. بافت غربى لاهيجان قديمى است و تا دلتان بخواهد كوچه پس كوچه هاى باريك و خانه هاى قديمى دارد. درهاى چوبى خانه هاى قديمى، كلون هاى آهنى زنانه و مردانه و روزنه هاى كوچك ناودان ها و سقف هايى كه هنوز در حمله مدرنيته، سفالين و نارنجى مانده اند. لاهيجان، شهر پيله هاى سفيد كرمهاى ابريشم است. صنعتى كه با بى توجهى مسؤولان سالهاست از بين رفته است. واگر كسى هم هنوز فصل بهار، برگ توت مى چيند براى تغذيه كرمهاى هنوز پروانه نشده، يا عشق به ابريشم دارد و يا عادت به نخ كشى پيله ها. بعضى ها هم پيله پرورش مى دهند تا لبخند نوه ها را هنگام دگرديسى كرم ها به پروانه ببينند. دوباره اما بهار، فصل چيدن چاى بهاره، فصل جوانه هاى سبز، فصل پرندگان مهاجر درياچه امير كلايه و فصل پيله هاى سفيد ابريشم، كه زمان پرواز شان نزديك است.

چگونگی تشکیل روستای شاده

 همان طور که در بخش تاریخ روستا نوشته شده است نام قدیمی این روستا درابتدا شغالده بوده وسپس در دوران حکومت قاجار ودوره پهلوی به شاده معروف شده ولی اکنون به اسم  اسلامده شناخته میشود وهمچنین به دلیل داشتن شکل جنگلی ونبودن هیچ انسانی که درآنجا زندگی کند باعث زیاد شدن درخت ها وعلفهای هرزجنگلی وهمچنین حیواناتی مثل شغال درآن پرورش یافتند اما با آمدن مهاجران دراین روستا همه چیز کاملا عوض شد. مهاجران مشغول به آباد کردن این روستا شدند.از جمله افرادی که میتوان به عنوان آباد گران شناخت یکی پدرو پدر بزرگ خودم وافراد زیاد دیگری که در بخش خانواده های معروف وقدیمی ازآنها یاد خواهیم کرد. مهاجران پس ازآباد کردن روستا شروع کردند به ساختن خانه های معروف شمالی خانه های کلش سر(خانه های چوبی ای که سقفشان را با کاه میسازند.)اما به دلیل نفوذ باران بر سقف وچکه کردن آب باران اهالی کلش ها رابرداشتند وحلب بر روی سقف خانه هایشان گذاشتندو همچنینی افرادی دیگر سقف خانه هایشان راسفالی نیز میسازند. در طی سالهای اخیرافرادی از شهر نیز آمده اند وخانه های ویلایی خود را بنا نهاده اند.
سوابق درخشان