تمام پژوهش‌های مختلف نشان می‌دهند که اين گياه قبل از آن‌که در سرزمين ايران انتشار يابد، نخست در شرق فلات ايران اهلی شده و سپس به عنوان يکی از محصولات اصلی در مناطق پرباران و گرم آسيای شرقی، جنوب شرقی و جنوبی رواج يافته و آن‌گاه در زمان هخامنشيان که دره رود سند و پنجاب جزو اين امپراتوری شده به ايران رسيده است. به عبارت ديگر گسترش اين محصول از نظر جغرافيايی از شرق به غرب آسيا بوده است.


رواج کشت برنج در ايران
در هر حال ما فکر می‌کنيم که کشت برنج در ايران و گيلان به ماخذ انتشار هندوستان بوده است. اگر واژه‌های رايج در گيلان را بررسی کنيم متوجه وجوه اشتراک بسيار بين اين منطقه و واژه‌های رايج در هند می‌شويم.
چنان‌که می‌دانيم دراويدی‌های هند، بوميان اين سرزمين قبل از ورود آريايی‌ها بودند. آريايی‌ها که از شمال وارد اين سرزمين شدند، به تدريج دراويدی‌ها را به سمت جنوب راندند و چنان که می‌دانيم امروزه بيشتر آن‌ها در جنوبی‌ترين قسمت هند و هم‌چنين در جزيره سری‌لانکا زندگی می‌کنند. دراويدی‌ها کشت برنج را در قبل از ورود آريايی‌ها در هند رواج داده بودند و آن را Aris,i (اريسی) می‌ناميدند. بعدها در زبان عربی اُرز و به زبان يونانی اُريزون Oryzon يا Oryza ناميده شد. واژه‌های Riz (به فرانسه) و Rice (به انگليسی) از همان واژه دراويدی اريسی گرفته شده است. پس می‌توان گفت که منشا تاريخی گياه برنج که امروزه کشت می‌شود از هند به ما رسيده است. حتا اگر به عنوان يک منطقه واط از آسيای شرقی عمل کرده باشد.
در گيلان نيز نشانه‌هايی از واژه‌شناسی وجود دارد که ما را قانع می‌کند تا بگوييم اصل برنج را گيلانيان از هندوستان اخذ کرده‌اند. هنگامی که در اوايل تيرماه برنج خوشه می‌دهد در غرب گيلان گفته می‌شود برنج «اُرزا بُکود» و در شرق گيلان نيز واژه «وُرز بامويا» [«وُرز بومأ» درست است] به کار گرفته می‌شود. اين واژه‌ها به نظر می‌رسد از همان واژه دراويدی «اريسی» گرفته شده است که پس از تبديل آن به عربی (اُرز) بعدن در گيلان به صورت «اُرزا» و «وُرز» درآمده است. طناب تهيه شده از کاه برنج هم چنان‌که می‌دانيم هم در غرب گيلان و هم در شرق گيلان «وريس veris» خوانده می‌شود. با توجه به شناخت نسبی از منشا اصلی برنج در منطقه خاورميانه و ايران، اکنون به چگونه‌گی رواج کشت برنج در گيلان می‌پردازيم. اين نکته‌ای است مهم که تاکنون درباره آن بحث دقيقی صورت نگرفته است و چون با تئوری ما مبنی بر ارتباط وثيق بين هويت‌يابی و تشخص فرهنگی قوم گيلک با رواج کشت برنج در گيلان مربوط است، لاجرم در بحث ما مکث بيش‌تری می‌طلبد.

درشیوه کاشت سنتی ، برنج با رنج بسیار تولید می گردد:

 

نقش زنان درتوسعه اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی آنچنان با اهمیت می باشدکه هرچه دراین باره گفته ویا نوشته شود ، بازهم کم گفته ویا نوشته شده است.

میزان مقاومت وتحمل زنان دربرابر سختیها وناملایمات بسیارزیادبوده وسخت کوشی وتلاش آنان (برای تامین زندگی فرزندانشان) ناخودآگاه آدمی را به تحسین اینهمه تلاش وفداکاری وامی دارد.

برای توضیح بیشترحضوربا اهمیت زنان درتوسعه اقتصادی جامعه مان ، میزان فعالیت وتاثیر گذاری زنان کشاورزی را مورد بررسی قرار می دهیم که بدون حضوراین زنان فداکار، تولید این محصول کشاورزی به آسانی میسرنمی گردد.این محصول که برنج نام دارد وازجمله محصولات کشاورزی می باشد که به سختی وبا رنج بسیار بدست می آید. برای تولید این محصول، زنان کشاورز نقش اصلی را داشته وبطوریقین، بدون تلاش وسخت کوشی ورنج آنان این محصول با ارزش تولید نمی گردد.

زحمات بی دریغ وبی شائبه زنان کشاورز درتمامی مراحل کاشت ، داشت وبرداشت سبب تولید برنج می گردد. میزان فعالیت وتحمل رنج بسیارزنان درهنگام کاشت برنج ، آنچنان آدمی را به تحسین آنان وامی دارد که آرزو می نماید، ای کاش، برای کاهش این همه رنج زنان برنجکار، بتوان راهی پیدا نمود.

این زنان درهنگام کاشت برنج( بعلت رنج وسختی فراوان ) به انواع بیماری ها مخصوصا" روماتیسم مبتلا می شوند که شنیدن ناله های آنان هرانسانی را آزرده خاطر می سازد.

علت اینکه زنان برنجکار ، این همه رنج ومشقت را برای تولید این محصول باارزش تحمل می نمایند، شیوه کاشت سنتی برنج می باشد.برای اینکه به این همه رنج زنان برنجکار خاتمه داده شود، بایستی این روش تولید برنج به شیوه مکانیزه (که ازانواع ماشین آلات کشاورزی استفاده می شود) تغییر یابد. شیوه مکانیزاسیون، ضمن اینکه میزان هزینه های تولید را کاهش می دهد ،سبب افزایش تولید ونیز بهره وری می گردد.

اما این برنجکاران به تنهائی قادر به تامین اینهمه امکانات برای تولید مکانیزه برنج نمی باشند وفقط با تشکیل تعاونیهای کشاورزی واستفاده ازشیوه کاشت تعاونی می توانند به این مقصود نائل آیند.

این برنجکاران با استفاده ازامکانات تعاونیها می توانند ضمن استفاده ازماشین آلات مختلف کشاورزی ازامکانات آموزشی( که درجهت تولید بهینه این محصولات انجام می گردد) ، استفاده نمایندوضمن اینکه سبب افزایش تولید می گردد به این همه رنج ومشقت زنان کشاورز (درجهت تولید برنج) پایان داده می شودوبا توجه به اینکه شادابی ونشاط را دراین زنان موجب می گردد ، باعث افزایش بهره وری می گردد